عکس های عاشقانه

WWW.SaipoT.blogfa.COM

ادامه نوشته

خودتون قضاوت کنيد

دختر ها خيلي دوست دارند جاي پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جاي دختر ها باشند

- اگر يه دختر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه از خونه فرار ميکنه اما يه پسر اگر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو از خونه فراري ميده!

- يه دختر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه خودکشي ميکنه اما يه پسر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو ميکشه

- يه پسر اگر 3 تا مشکل غير قابل حل داشته يه هفته افسرده ميشه بعد با 3 تا مشکل کنار مياد و زندگيش رو ميکنه اما تا کنون دختري که 3 تا مشکل داشته باشه ديده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشي ميکنند و به سه تا نميرسه مشکلاتشون!!!

- دخترا مي خوان سر پسرا کلاه بزارن اما در نهايت سر خودشون کلاه ميره ولي پسرا مي خوان سر هر موجود زنده اي که ميبينن کلاه بزارن و در نهايت موفق ميشن

- دخترا با اينکه بيشتر از پسرا قوانين راهنمايي و رانندگي رو رعايت ميکنن اما خيلي بيشتر از پسرا تصادف ميکنن و در هر تصادف رد پاي يک دختر به چشم مي خوره.
 
- دختر ها از درس و مدرسه بيزارند ولي پسر ها از درس و مدرسه فراري هستند!

- پسر ها به هم حسودي نمي کنن اما دخترا به هم حسودي مي کنن.

- اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعي مي کنيد با اون دختر آشنا بشيد ولي اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم مي خوريد! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نيست کنيد.

- دختر ها زير بار حرف زور ميرن اما پسر ها خودشون حرف زور ميزنن

- يک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده ميشه اما يک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون يکي دوست دخترش صحبت ميکنه.

- پسر ها ميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين ازش متنفرن ولي دختر ها نميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين طرفدارشن!

- يک دختر اگر توي خيابون پسري ازش بپرسه ساعت چنده ميگه:ساعت 7.اما يه پسر اگر يه دختر ازش ساعت بپرسه ميگه :ساعت 7 و 2 دقيقه و 24 ثانيه,اينم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم!

 -اگر يه دختر به يه پسر نگاه کنه , پسره فکر مي کنه که خيلي خوش تيپه ولي اگر يه پسر به يه دختر نگاه کنه دختره فکر ميکنه که پسره چقدر بي چشم و رو هستش!

- دختر ترشيده ميشه اما پسر بلعکس رسيده تر ميشه !!!!

 -بعد از خوندن اين مطلب پسرا اول 2 دقيقه فکر ميکنن بعد مي زنن زير خنده و ميگن خيلي باحال بود اما دخترا بعد از خوندن اين مطلب 2 ساعت حرص مي خورن و فکر ميکنن به شخصيت دختراي ايروني توهين شده و در نهايت چون مفهوم اين مطلب رو نفهميدن به نويسنده اش ميل ميزنن و فحش ميدن

 

راه های اذیت کردن دوست دختر !!!؟؟؟

راههاي اذيت كردن دوست دخترها. پسرا اينا رو حفظ كنيد و در مواقع نياز به كار ببنديد. Cool Cool

هروقت به موبايل شما زنگ زد و مشغول تعريف کردن وقايع روزانه اش بود(که معمولا اين کار را با افزايش شاخ و برگ و با آب و تاب دادن به آن انجام ميدهد) صحبت هايش را قطع کرده و اعلام نماييد که پشت خطي داريد و لطف کند و 1 ساعت ديگر تماس بگيرد ! Laughing

هر وقت خواستيد وي را سوار ماشين کنيد با استفاده از عطر زنانه مادر و يا خواهر محترمتان فضاي ماشين را عطر آگين کنيد و هنگامي که ازتان پرسيد اين بوي چيست شروع به تناقض گويي کنيد تا تصور کند رقيب دارد!(مسلماً اين عمل بسيار غير انساني است و تنها در صورتي اين کار را انجام دهيد که مطمئن شويد بعد ها ناحيه اي از وجود شما به نام وجدان شروع به خارش و درد نخواهد کرد) Cool


دائماً اسم وي را اشتباهي صدا کنيد (مثلاً اگر اسمش سارا است او را شيما صدا بزنيد تا هر گونه امکان اشتباه اعم از لپي و ... به ذهنش خطور نکند و به شک بيفتد که رقيب دارد).اگر هم پرسيد شيما کيست بگوييد دوست دختر قبلي ام که تيريپي لاو گونه با او داشتم ! Razz


مدام به طرز لباس پوشيدن وي گير دهيد .مثال:
شما- اين چه شلواريه؟چرا اينقدر کوتاهه؟مگه بابات پول نداره واست شلوار بخره؟


دوست دخترتان: کجاي شلوار من کوتاهه ؟تا سر قوزک پام اومده! .....
ادامه نوشته

طالع بيني ماهيانه

متولد فروردين شاهد حوداث تازه ای در زندگی تان خواهید بود که البته ختم به خیر می شود مدتی است حرفی در دل دارید که اینک بهترین زمان برای آن است . گذشت زمان را جدی بگیرید و زمان حال را در یابید. می خواهید راجع به موضوعی واکنش نشان بدهید ، اما باید به عواقب آن هم بیاندیشید و بیشتر بر اعصاب تان مسلط باشید.  شانس به شما لبخند خواهد زد تا برخی از موانع از سر راهتان برداشته شود و به هدف خودتان نزدیکتر بشوید.
 

متولد ارديبهشت آدم بلند پروازی هستید و ریسک کردن به صلاح شما نیست . پس توصیه می شود که زیاد در رویا به سر نبرید و تصمیمات خیالی نگیرید .اتفاقاتی برای تان رخ می دهد که هیجان را در شما تشدید می کند ، بنابراین سعی کنید بر خود مسلط باشید. در خرید و معامله باید مراقب همه چیز باشید و ریسک نکنید که به ضررتان تمام می شود . در این روزها خبر بسیار خوبی راچع به برخی از نزدیکان می شنوید که شما را به وجد می آورد.
 

متولد خرداد در همین روزها یکی از دوستان تان نقش مهمی را در زندگی تان بازی خواهد کرد که باید قدردان او باشید و حتماً نشان دهید که متوجه محبت او شده اید. به دنبال فرصتی برای  نشان دادن شایستگی های خود هستید ،  اما باید مراقب باشید که دست به کارهای خطرناک نزنید . در یک کار گروهی شرکت کرده اید و نگران آینده این کار هستید ، باید بدانید که در دراز مدت جواب دلخواه را خواهید گرفت و فعلاً باید صبور باشید. ....

ادامه نوشته

طالع بینی ایتالیایی

 

طالع بینی ایتالیایی است که با توجه به روز تولدتان تنظیم شده است. کافی است با توجه به روز تولد میلادیتان گروه خود را انتخاب کرده و فالتان را بخوانید.


گروه روز تولد

A =1، 6، 11، 16، 21، 26، 31

B =2، 7، 12، 17، 22، 27

C =3، 8، 13، 18، 23، 28

D =4، 9، 14، 19، 24، 29

E =5، 10، 15، 20، 25، 30


گروه A

به عشق به عنوان مهمترین چیز در زندگی می نگرید و عاشقِ عاشق شدن هستید. عده ای از افراد این گروه به صداقت شخصی که به او علاقه مندند چندان اطمینانی ندارند. از بودن با دوستان لذت می برید و همواره سعی می کنید تا دوستی وظیفه شناس باشید. .....

ادامه نوشته

به متولدین هر ماه چه هدیـــه ای بدهیم؟ (طالع بینی )

متولد فروردین ماه

گلنخود شیرین ، دوربین ، نقره ، cd بازی ، بادکنک ، تابلو پرتره ، اسباب بازی آلبوم عکس ، گوشی موبایل ، تجهیزات ورزشی ، ماشین حساب سِتِ آینه و شانه
ثبت نام کلاسهای چتربازی ، سبدی از گل های ابریشمی



متولد اردیبهشت

زمرد سبز ، گل زنبق دشتی ، کیف پول ، وسایل مذهبی ، دوربین شکاری ، آلبوم تمبر کتاب جیبی ، کتاب های رومیزی ، سبد پیک نیک ،روغن و وسایل حمام ،انواع سی دی نرم افزارهای کامپیوتر ، وسایل تزئینی سرخپوستی




متولد خرداد

مروارید ، گل رز ، بادبادک ، کتاب آشپزی ، لوازم مانیکور ، یخدان ، صفحه دارت ، چمدان ، شکلات ، بلوز ابریشمی ، کتاب آموزش رانندگی ، بلیط مسابقات اسبدوانی ، ثبت نام کلاس ورزشهای رزمی




متولد تیر ماه

یاقوت ، گل زبان در قفا (دلفینیوم) ، پیراهن ابریشمی ، تخته موج سواری ، ظروف کریستال ، جعبه جواهر ، شامپاین ، صدف دریایی تزئینی ، کتاب های خودآموز ، حیوانات خشک شده ، چتر مخصوص کنار دریا ، عینک آفتابی ، کتاب های عشقی ، تابلو نقاشی با منظره دریا .....
ادامه نوشته

تفاوت شخصیتی افراد از روی ماه تولد ( طالع بینی )

در کارهاي خصوصي متولدين فروردين ماه دخالت نکنيد

 
متولدين فروردين ماه به دنبال ارضاي خواسته‌ها وتوقعات خود هستند و در اين زمينه، بسيار خودمحور و خودبين به شمار مي‌آيند. هرگز نگذاريد متولدين فروردين ماه به راحتي دل شما را به دست آورند، وگرنه به همان آساني نيز شما را از دست خواهند داد و تا ابد فراموش‌تان مي‌کنند. آنها به سمت افرادي جذب مي‌شوند که شخصيتي مستقل و آزاده از خود بروز دهند. هر روز براي آنها به منزله آغازي جديد است، پس خودتان را آماده مواجهه با هر واکنش غيرمنتظره از سوي آنها کنيد. در مقابل آنها، سربلند و مغرور ظاهر شويد. هميشه آنها را تحسين کنيد و به وجودشان افتخار نماييد. هرگز مزاحم آنها نشويد و در کارهاي خصوصي‌شان دخالت نکنيد. آنها را مورد انتقاد قرار ندهيد و دوستانشان را هم بپذيريد و از آنها خرده نگيريد. هرگز از آنها پول قرض نگيريد. اگر به درخواست‌هاي آنها، پاسخ منفي دهيد، بايد منتظر مشاهده واکنش‌هايي بسيار تند و غيرمنطقي از سوي آنها باشيد .




حس حسادت ارديبهشتي‌ها را تحريک نکنيد

متولدين ارديبهشت تابع احساسات و عواطف دروني‌شان هستند و در عين حال به احساسات طرف مقابلشان نيز احترام کامل مي‌گذارند. از اين رو، همسران آنها بسيار خوشبخت خواهند بود. آنها عاشق مواد غذايي هستند و غذا خوردن، براي آنها بسيار محترم است، پس تا جاي ممکن، غذاهاي مورد علاقه‌شان را بپزيد. براي راه يافتن به قلب آنها محيطي خيال‌انگيز به همراه يک موسيقي رمانتيک و آرام و چند شمع در گوشه‌اي فراهم آوريد محبت کردن ولي لي به لا لا گذاشتن آنها را هرگز فراموش نکنيد. آنها هميشه و در همه حال به ياد دوستانشان هستند و هر گز نمي‌گذارند که آنها به حال خود رها شوند. پس، شما هم در همه حال حامي و ياور آنها باشيد . آنها بسيار سخاوتمند هستند، به خصوص نسبت به همسر و عزيزانشان، پس انتظار گرفتن هداياي متعدد را از سوي آنها داشته باشيد. بي‌جهت و ناخالصانه آنها را تحسين نکنيد. آنها در هنگام آغاز اين ارتباط، بسيار کند و تدريجي پيش مي‌روند پس اگر صبر و حوصله به خرج دهيد، با صميميت و محبت عميق و خالصانه و ابدي آنها مواجه خواهيد شد. هرگز و تحت هيچ شرايطي، به آنها دروغ نگوييد، آنها هيچ وقت نمي‌توانند افراد دروغگو را ببخشند. آنها افرادي وابسته و احساساتي هستند و همسري مثل خود مي‌خواهند. هرگز آنها را به اجبار وادار به گرفتن تصميم نکنيد، وگرنه تبديل به افرادي لجوج و بسيار سرسخت مي‌شوند. ارديبهشتي‌ها زماني ارتباطي را آغاز مي‌کنند که مطمئن باشند که تا ابد آن را حفظ خواهند کرد. هرگز و تحت هيچ شرايطي حس حسادت آنها را تحريک نکنيد وگرنه تا ابد آنها را از دست خواهيد داد ........
ادامه نوشته

خانمها مايلند با چه مردانی زندگي كنند

حتما در دوران تجردتان مواقعـي پـيـش آمـده كـه شـنــيـده باشـيـد خــانمها معمولا نمي توانند مرد نجيب، حساس وخـوب و مـهـربـان مـورد نـظـر خـود را پـيـدا نمايند. همچنين مطمئنا براي شما هم پيش آمده كه بخواهيد آن مرد مورد نـــظر باشيد و حتما فكر كرده ايد كه نبايد در مقابل خانمها
مـقـاومــت زيادي از خود نشان دهيد. ولي در كمال نابوري ايــن مورد جواب نخواهد داد، خانمهاي زيادي اطراف شــما وجـود خــــواهند داشت اما با هيچ كدام از آنان نمي توانيد رابطه عـاشقـانـه داشـته بـاشيـــد و زندگي مشترك شروع كـنـيد. در نـهايـت سرگردان مي شـــويد كه در چه جهنمي
گرفتار آمده ايد.


من اين قضيه را براي شما روشن خواهم كرد، تفاوت قابل توجهي بين آنچه كه خانمها از مرد مورد نظرشان انتظار دارند و خصوصيات واقعي آن شخص وجود دارد. به عبارت ديگر، خصوصيات واقعي فرد مورد نظر و اسطوره اي كه طرف مقابل از شخص مورد نظر براي خود ساخته است. آنچه در زير آمده برخي از عمومي ترين خصوصيات ذكر شده از مرد مورد نظر مي باشد، همچنين اين مطلب كه آيا اين موارد آنقدر صحت دارند كه بتوان روي آنان حساب كرد نيز مورد بحث و بررسي قرار گرفته است.


مرد حساس

بسياري از خانمها اذعان مي كنند به مرد حساسي علاقه مندند كه از بيان مداوم احساسات خود واهمه نداشته باشد، وقتي اين مورد زياد تكرار مي شود با احساس زنانه او هماهنگ است حال هر معني داشته باشد مهم نيست. اين مردي است كه رفتار مردانه ندارد. .....
ادامه نوشته

داستان کلبه شيطان

فصل اول : تولد
حدود پنجم يا ششم عيد بود برابر با جشن تولد 20 سالگي پسري لاغر اندام و قد بلند ساکن نارمک به نام محسن براي تولدش تصميم داشت با صميمي ترين دوستش عليرضا به ويلاي يکي ديگر از دوستانشان که در حوالي جنگلهاي گلستان بود بروند. ساعت از دوازده ظهر گذشته بود محسن با شادي از در خانه بيرون زد.ار ماشين شد و بسمت خونه ي عليرضا حرکت کرد سپس عليرضا هم سوار شد و دوتايي بسمت شمال راه افتادند.

ساعت از 8 گذشته بود و نصف بيشتر راه را رفته بودند هوا حسابي تاريک شده و گرفته بود. باران هرازگاهي ميباريد و هوا سرد بود . دوطرف جاده را جنگل هاي وسيع پوشش داده بود. محسن خواب آلود رانندگي ميکرد که ناگهان يک گراز وحشي از وسط جنگل به جلوي ماشين پريد. محسن سريع فرمونو پيچيوند و با سرعت به يک درخت برخورد کرد خودشان آسيبي نديدند ولي ماشين داغون شده بود محسن نارحت و در حالي که دست و پاشو گم کرده بود از ماشين پياده شد.......
ادامه نوشته

داستان چاه

موتورچي، پنج غواص و شش تا جاشو چنان سفره ي گرد حصيري را دوره کرده بودند و بي خيال چنگ مي زدند به پف کردگي پلو سيني وسط سفره که پسرک مجبور شد کمي عقب بکشد و بنشيند روي بلندي قوس دار تخته ي سرپوش موتورخانه و با نگاه بي اشتها خودش را مشغول کند به تماشاي برق خرده شيشه مانندي که آفتاب پاشيده بود روي آب تا در صداي موتور ناله يي را که باد از عرشه مي آورد نشنود. با گوشه ي لنگ چهارخانه يي نخ نما، تنها چيزي که تنش بود، دانه هاي عرق روي پيشا نيش را گرفت و به آشپز که از عرشه بر مي گشت نگاه کرد. آشپز پيش روي او شانه بالا انداخت، گفت: «هرچه مي کنم چيزي نمي خوره. همين جور نشسته اون جا.» ته مانده ي قليه ماهي ديگ توي دستش را خالي کرد روي پلو، رفت نشست جاي خالي پسرک و حلقه ي دور سفره را دوبار تنگ کرد. پرسيد: «ديگه نمي خوري؟» پسر گفت:«نه. اشتها ندارم.»
«تو که چيزي نخوردي.»
پسر گفت:«گفتم که اشتها ندارم.» و پاشد.
آشپز سري جنباند و او را ديد که از سايه رفت در آفتاب تند بي رنگ ظهر و رفت به جايي که صد ف ها کومه بود. پسر ايستا د و به گوش ماهي راه راه قرمز پرنقش و نگاري که روي صدف درشتي چسبيده بود نگاه کرد و همچه که ناله يي شنيد و برگشت، در چرخش نگاه، پدرش را که ته لنج نشسته بود و جاشوها و غواص ها و پهنه ي سبز گذرنده ي دريا را ديد و روي عرشه هيچ کس را نديد. از بلندي عرشه بالا رفت و نوک پا ايستاد. روي عرشه که پر بود از آفتاب غواص جواني داخل يک چنبره ي گود طناب نشسته بود، سرش را لاي زانوها گذاشته بود و دست ها را دور پاها حلقه کرده بود و رنگ پوست سرشانه هاش در آفتاب داغ ظهر که به سرش و شانه هاش مي تابيد رنگ پوست سياه هاي مرده بود. غواص صبح زود زير آب رفته بود و هنگامي که بالا آمده بود مي ناليد. يک راست رفته بود داخل چنبره ي طناب و تا ظهر يک نفس ناليده بود. همان وقتي که پسر از بلندي عرشه بالا آمد غواص باز ناليد. ......
ادامه نوشته

(مايكل جكسون) سلطان پاپ دنياي موسيقي در 50 سالگي درگذشت.

عصر پنج شنبه 4 تیرماه 1388 به وقت ایران، روح مایکل به دنیای باقی شتافت.

او تنها 50 سال داشت.

واژه ها نمی توانند بیانگر تاثر ما باشند.


ماموران اورژانس او را در خانه اش در لس آنجلس در حالیکه نفس نمی کشید پیدا کرده

و به بیمارستان UCLA انتقال دادند. اما تلاش بی وقفه ی پزشکان هیچ ثمری نداشت

و جسم مایکل ما را ترک کرد. علت مرگ او ایست قلبی تشخیص داده شده است.

پیکر مایکل را پس از چند ساعت به مرکزی در شهر لس آنجلس انتقال دادند

 تا با کالبد شکافی، علت اصلی این ایست قبلی مشخص شود. تحقیقات ادامه داد...

 

نابر اين گزارش جكسون از مدتي قبل در منزل خود بيمار بود .

و وضعيت جسماني‌اش مطلوب نبوده است وازحضور يك پيراپزشك بهره مي‌برد.

موسيقي‌هاي مايكل جكسون در حاشيه صوتي برخي از فيلم‌هاي سينمايي استفاده

 شده است كه از جمله آن‌ها مي‌توان به فيلم «wiz» اشاره كرد.

 

مايكل جكسون ايفاگر نقش‌هاي كوتاهي در آثارسينمايي از جمله (مردان در تاريكي 2)

 و ويدئوهاي (دلهره) , (بد) و (پياده‌روي ماه) بوده است.

آلبوم ‌هاي مايكل جكسون در طول حيات‌اش فروشي بالغ بر 750 ميليون دلار داشته است.:-B

 

او نمرده است. مایکل جکسون اسطوره ای بی بدیل و جاودانه است.

 



روحش شاد

 

 

قدم زدن در بهشت زهرا: مرگ ، شهر و ترس

نويسنده : ارکيده ميري


يوتوپياي يک شهر نظم يافته که مرگ را از تجربه ي روزانه ي خود براي هميشه بيرون براند ، در گورستان « به طور همزمان بازنمايي شده ، مورداعتراض قرار گرفته و واژگون شده است».
(الف) در دهه 40 غلامرضا نيک پي،شهردار تهران ، گورستان ها را از سطح شهر تهران جمع کرد تا بهشت زهرا با حفظ فاصله ي بهداشتي از محل سکونت شهروندان ، به عنوان قبرستان عمومي شهر شناخته شده و وسيع و وسيع تر گردد.و چنين مرگ از شهر برچيده شد تا زندگي به آن بازگردد.اما اکنون جاي گورستانهاي درون شهري را چه چيزي گرفته است ؟ شهر امروز مکان ذخيره ي محصول ديگري از مرگ شده است . ويريليو (2002)با لحني اندوهناک مي گويد که ما امروز براي همه چيز و هر چيز موزه اي داريم « ذره ذره ،تفاوت ميان فضاي زندگي معاصر و مکان گذشته ي باستاني محو شده است » (53) .او معتقد است : جريان اروپاي مدرن امروز جريان يک تشييع جنازه ي محتاطانه است .اما در مورد شهر شرقي چه؟آسياي کهن با مرگ چه کرده است ؟
چند نکته را بايد در نظر داشت : اول اينکه برخلاف غرب که تا امروز تاريخي، جغرافيايي و در محدوه ي مرزهاي خود داشته ، تاريخ ما جهاني و غير جغرافيايي است به اين معنا که شرق بدون توجه به آنچه براي غرب از روشنگري تا امروز اتفاق افتاده است، نمي تواند تاريخ خود را اظهار کند.دوم و علي رغم مورد بالا ، اينکه جغرافياي ما روند سامان بخشي به فضاهاي شهري را به شکلي معيوب و ناقص ، تجربه کرده است و نتوانسته مرگ را در گورستان ها، مقيم و در نهادهاي مربوط آن مکان مند کند . هر چند اين موضوع اخير هم جاي ترديد دارد. مرتضي راوندي(1382) از سرهنگ دروويل مقارن با عهد فتحعاي شاه نقل مي کند که چگونه قبرستان و زيارت قبور محل بازيافت زندگي براي زنان بيوه بوده است .او مي نويسد :«اگرچه ديدن فرياد وفغان زنان ايراني در سر قبور براي اروپايي ها شگفت انگيز است ، شگفت انگيز تر ديدن منظره ي بازگشت همين زنان از گورستان در شهر است چه آنها مانند کساني که در جشن و سرور شرکت داشته اند ، شاد وشنگول ، خندان و شوخي کنان به منازل خود باز مي گردند»( ص621 )دراينجا شعف حاصل از بازگشت از گورستان به منزل ،حاکي شادي بازگشت از مکان مرگ به مکان زندگي و دال بر نوعي تشخيص يافتگي مکاني و تمايز گذاري در فضا است که مدعاي پيشين( عدم مکان مند شدن مرگ ) را تا حدودي بي اعتبار مي کند اما بازگشت مرگ به شهر را نه .مرگ نه فقط در نام شهدايي که به کوچه ها اختصاص داده شده است، بل مدام به صورت سازمان يافته تري به شهر باز مي گردد و به هياتهاي مختلف بازتوليد مي شود.مرگ و ترس از آن.

(ب) هنگامي که از ميان قبرها عبور مي کني تا به خاک آشنايي برسي ، رقم تولد و وفات روي سنگ ها ، سريالي از حوداث ريز و درشت را مسلسل مي کند.يک باره شبح تاريخ ظاهر مي شود ، تو را از از دروازه هاي طهران قديم عبور مي دهد ، از هيجانات و جوشش هاي دهه ي پنجاه و از موشک باران سال 66 والتهاب هاي دهه ي هفتاد .گويي اکنون که اينجا ايستاده اي تاريخي طولاني ، پر کش و قوس و ممند ي از حوداث را پشت سر گذاشته اي . گسستي در کار نيست . تاريخي که در قبرستان يک باره در برابر انسان قد مي کشد ، تدريجي ، پيوسته و مضمحل کننده است . برافراشته مي شود و آنگاه مثل موريانه مي افتد به جان آدم ....تاريخ تجربه به عنوان چيزي بيروني ،بيگانه و جعلي ، بر ساخته شده و بر هويت گسيخته ي آدم در تصادم و آشوب تجربه هاي آني شهري ، آوار مي شود.گذشته را به ارسارت خود در مي آورد تا تحت سلطه ي خويش آن را دوباره توضيح دهد (نک .هولينگر 1989 )
...................

ادامه نوشته